پرده ها عامل جلوگیری از اتلاف انرژی

حفظ انرژی در ساختمان‌ها به انتقال حرارت به داخل یا خارج از ساختمان بستگی دارد. روش‌های کلی انتقال حرارت همراه با جزئیات انتقال حرارت با پنجره‌ها، پارچه‌های منسوج و پرده‌ها ارائه می‌شوند.

در بکار بردن اصل انتقال حرارت برای حفظ انرژی در ساختمان‌ها، هدف حداقل کردن جریان حرارت به طرف بیرون در زمستان و جریان حرارت به طرف داخل در تابستان می‌باشد. پرده‌ها می‌توانند بر حفظ انرژی به وسیله کاهش اتلاف حرارتی زمستان و بدست آوردن حرارت تابستان تأثیر گذارند.

هدف این مطالعه بررسی روابط میان ضریب گسیل گرمایی متغیر‌های گوناگون هندسی، پارچه و بافت پرده‌های پنجره بوده و هم تعیین ویژگی‌های فیزیکی پارچه‌ها که در گسیل حرارتی کم پرده‌های از جنس آن پارچه‌ها مؤثر هستند.

پارچه‌ها در دمای داخل70 و در رطوبت‌های نسبی 2% آزمایش شدند. تفاوت دما بین دو طرف پنجره آزمایشی در تقریباً ۲۵ درجه حفظ شد با شرایطی که پشت پنجره طبق شرایط زمستان سرد شبیه‌سازی شده بود.

در فاز یک، هر یک از هشت پارچه پرده و دو پارچه آستری برای گسیل حرارتی روی پنجره آزمایش شدند. اگرچه تحلیل‌های ابتدایی واریانس برای فاز یک نشان داد که هر یک از عوامل تجربی (آزمایشی) مهم بود (به استثنای رنگ) تفاوت‌های آماری طراحی شده برای مقایسه سطوح مختلف در هر نوع فاکتور نشان داد که اهمیت چشمگیر نوع بافت واقعاً به خاطر گشادی بافت بود.

در فاز دو، چهار پارچه پرده دارای رنگ روشن در ترکیبات لایه شده با پارچه آستری کتاب به شکل‌های مختلف آزمایش شدند که فشردگی پرده، فشردگی آستری و فاصله سه بعدی بین پارچه آستری و پارچه پرده محاسبه شدند.

هر یک از متغیرها (پارچه، فشردگی پرده، فشردگی آستری، فاصله‌گذاری و رطوبت نسبی) مهم بود. براساس تفاوت‌های آماری خاص، اهمیت پارچه به گشادی بافت نسبت داده شد. اهمیت هر یک از فاکتورهای وضعیت، اهمیت مساحت سطح پارچه و حجم فضای هوا در پرده را دلالت می‌کند. تعامل فشردگی آستری و فاصله‌گذاری نیز مهم تشخیص داده شد. بررسی داده‌ها نشان داد که افزایش فاصله سه بعدی در سطوح حجم کم به کاهش ضریب گسیل منجر می‌شود اما زمانی که حجم کل هوای محبوس در سیستم پرده افزایش می‌یابد (با تغییر فشردگی پارچه)، افزایش فاصله سه بعدی بین پارچه آستری و پارچه پرده به افزایش ضریب گسیل منجر می‌شود که احتمالاً به خاطر حرکت آزاد هوا در حجم نسبتاً وسیع فضای هوا می‌باشد.

بررسی روابط بین ویژگی‌های فیزیکی پارچه‌ها و گسیل حرارتی با استفاده از تحلیل‌های رگرسیون نشان داد که نشت‌پذیری هوا مهم‌ترین و تنها ویژگی پارچه مرتبط به گسیل می‌باشد. ضخامت پارچه و فاکتور پوش نیز مهم تشخیص داده شدند. وزن پارچه، تخلخل، انعکاس، قابلیت پوشش، کسب رطوبت و حرارت ویژه مهم نبودند. رابطه بین نشت‌پذیری هوا و ضریب گسیل مستقیم بود. همانطور که نشت‌پذیری هوا افزایش می‌یابد، ضریب گسیل نیز افزایش می‌یابد. روابط برعکس بین فاکتور پوشش و ضریب گسیل و بین ضخامت و ضریب گسیل مشخص می‌شود. در حالی که فاکتور پوشش افزایش می‌یابد یا در حالی که درجه گیره پارچه افزایش می‌یابد، ضریب گسیل کاهش می‌یابد.

، مشخص شد که ضریب گسیل با افزایش ضخامت پارچه افزایش می‌یابد. با این وجود، بررسی دقیق‌تر از داده‌ها، محقق را به این نتیجه‌گیری سوق داد که تفاوت آشکار به خاطر ضخامت پارچه، واقعاً به خاطر تفاوت‌ها در گشادی بافت است: دو پارچه که اندازه‌های ضخامت نسبتاً بالا داشتند نیز دارای بافت گشاد بودند.

یک رویکرد رگرسیون خطی دیگر به چند مدل برای پیش‌بینی گرمایی منجر شد. تحلیل‌ها نشان دادند که ۹۸ درصد نوسان در گسیل حرارتی در پارچه‌های صاف و تک لایه را می‌توان از نشت‌پذیری هوا و رطوبت نسبی پیش‌بینی کرد و ۹۰ درصد تغییر در ضریب گسیل پرده‌های چند لایه را می‌توان از نشت‌پذیری هوا، فشردگی آستری و رطوبت نسبی پیش‌بینی کرد.

یافته‌های مطالعه دلالت می‌کنند که ضریب گسیل گرمایی، به طور چشمگیری کاهش می‌یابد (مقدار عایق بهبود می‌یابد) اگر پارچه‌های پرده دارای بافت محکم باشد و اگر مقدار کل پارچه مورد استفاده در پرده کاهش یابد. دو نتیجه کلی در مورد مکانیسم اتلاف حرارت را می‌توان از این مطالعه استنباط کرد:

حرارت از طریق روزنه‌های پارچه هدر می‌رود.

اتلاف حرارت با افزایش روزنه‌های پارچه افزایش می‌یابد (در حالی که مساحت سطح کل پارچه افزایش می‌یابد).

سومین نتیجه مهم این است که افزایش نسبی، مانع ظرفیت عایق بندی پرده ها می‌شود. حرارت مورد نیاز است تا رطوبت اضافی مرتبط به رطوبت نسبی بالا را تبخیر کند که از اتلاف کلی حرارت بیشتر منجر می‌شود. رطوبت همچنین رسانایی سیستم پارچه را تغییر می‌دهد که احتمالاً به افزایش اتلاف حرارت از طریق رسانا می‌انجامد.


حفظ انرژی در ساختمان‌ها به انتقال حرارت به داخل یا خارج از ساختمان بستگی دارد. روش‌های کلی انتقال حرارت همراه با جزئیات انتقال حرارت با پنجره‌ها، پارچه‌های منسوج و پرده‌ها ارائه می‌شوند.

در بکار بردن اصل انتقال حرارت برای حفظ انرژی در ساختمان‌ها، هدف حداقل کردن جریان حرارت به طرف بیرون در زمستان و جریان حرارت به طرف داخل در تابستان می‌باشد. پرده‌ها می‌توانند بر حفظ انرژی به وسیله کاهش اتلاف حرارتی زمستان و بدست آوردن حرارت تابستان تأثیر گذارند.

هدف این مطالعه بررسی روابط میان ضریب گسیل گرمایی متغیر‌های گوناگون هندسی، پارچه و بافت پرده‌های پنجره بوده و هم تعیین ویژگی‌های فیزیکی پارچه‌ها که در گسیل حرارتی کم پرده‌های از جنس آن پارچه‌ها مؤثر هستند.

پارچه‌ها در دمای داخل70 و در رطوبت‌های نسبی 2% آزمایش شدند. تفاوت دما بین دو طرف پنجره آزمایشی در تقریباً ۲۵ درجه حفظ شد با شرایطی که پشت پنجره طبق شرایط زمستان سرد شبیه‌سازی شده بود.

در فاز یک، هر یک از هشت پارچه پرده و دو پارچه آستری برای گسیل حرارتی روی پنجره آزمایش شدند. اگرچه تحلیل‌های ابتدایی واریانس برای فاز یک نشان داد که هر یک از عوامل تجربی (آزمایشی) مهم بود (به استثنای رنگ) تفاوت‌های آماری طراحی شده برای مقایسه سطوح مختلف در هر نوع فاکتور نشان داد که اهمیت چشمگیر نوع بافت واقعاً به خاطر گشادی بافت بود.

در فاز دو، چهار پارچه پرده دارای رنگ روشن در ترکیبات لایه شده با پارچه آستری کتاب به شکل‌های مختلف آزمایش شدند که فشردگی پرده، فشردگی آستری و فاصله سه بعدی بین پارچه آستری و پارچه پرده محاسبه شدند.

هر یک از متغیرها (پارچه، فشردگی پرده، فشردگی آستری، فاصله‌گذاری و رطوبت نسبی) مهم بود. براساس تفاوت‌های آماری خاص، اهمیت پارچه به گشادی بافت نسبت داده شد. اهمیت هر یک از فاکتورهای وضعیت، اهمیت مساحت سطح پارچه و حجم فضای هوا در پرده را دلالت می‌کند. تعامل فشردگی آستری و فاصله‌گذاری نیز مهم تشخیص داده شد. بررسی داده‌ها نشان داد که افزایش فاصله سه بعدی در سطوح حجم کم به کاهش ضریب گسیل منجر می‌شود اما زمانی که حجم کل هوای محبوس در سیستم پرده افزایش می‌یابد (با تغییر فشردگی پارچه)، افزایش فاصله سه بعدی بین پارچه آستری و پارچه پرده به افزایش ضریب گسیل منجر می‌شود که احتمالاً به خاطر حرکت آزاد هوا در حجم نسبتاً وسیع فضای هوا می‌باشد.

بررسی روابط بین ویژگی‌های فیزیکی پارچه‌ها و گسیل حرارتی با استفاده از تحلیل‌های رگرسیون نشان داد که نشت‌پذیری هوا مهم‌ترین و تنها ویژگی پارچه مرتبط به گسیل می‌باشد. ضخامت پارچه و فاکتور پوش نیز مهم تشخیص داده شدند. وزن پارچه، تخلخل، انعکاس، قابلیت پوشش، کسب رطوبت و حرارت ویژه مهم نبودند. رابطه بین نشت‌پذیری هوا و ضریب گسیل مستقیم بود. همانطور که نشت‌پذیری هوا افزایش می‌یابد، ضریب گسیل نیز افزایش می‌یابد. روابط برعکس بین فاکتور پوشش و ضریب گسیل و بین ضخامت و ضریب گسیل مشخص می‌شود. در حالی که فاکتور پوشش افزایش می‌یابد یا در حالی که درجه گیره پارچه افزایش می‌یابد، ضریب گسیل کاهش می‌یابد.

، مشخص شد که ضریب گسیل با افزایش ضخامت پارچه افزایش می‌یابد. با این وجود، بررسی دقیق‌تر از داده‌ها، محقق را به این نتیجه‌گیری سوق داد که تفاوت آشکار به خاطر ضخامت پارچه، واقعاً به خاطر تفاوت‌ها در گشادی بافت است: دو پارچه که اندازه‌های ضخامت نسبتاً بالا داشتند نیز دارای بافت گشاد بودند.

یک رویکرد رگرسیون خطی دیگر به چند مدل برای پیش‌بینی گرمایی منجر شد. تحلیل‌ها نشان دادند که ۹۸ درصد نوسان در گسیل حرارتی در پارچه‌های صاف و تک لایه را می‌توان از نشت‌پذیری هوا و رطوبت نسبی پیش‌بینی کرد و ۹۰ درصد تغییر در ضریب گسیل پرده‌های چند لایه را می‌توان از نشت‌پذیری هوا، فشردگی آستری و رطوبت نسبی پیش‌بینی کرد.

یافته‌های مطالعه دلالت می‌کنند که ضریب گسیل گرمایی، به طور چشمگیری کاهش می‌یابد (مقدار عایق بهبود می‌یابد) اگر پارچه‌های پرده دارای بافت محکم باشد و اگر مقدار کل پارچه مورد استفاده در پرده کاهش یابد. دو نتیجه کلی در مورد مکانیسم اتلاف حرارت را می‌توان از این مطالعه استنباط کرد:

حرارت از طریق روزنه‌های پارچه هدر می‌رود.

اتلاف حرارت با افزایش روزنه‌های پارچه افزایش می‌یابد (در حالی که مساحت سطح کل پارچه افزایش می‌یابد).

سومین نتیجه مهم این است که افزایش نسبی، مانع ظرفیت عایق بندی پرده ها می‌شود. حرارت مورد نیاز است تا رطوبت اضافی مرتبط به رطوبت نسبی بالا را تبخیر کند که از اتلاف کلی حرارت بیشتر منجر می‌شود. رطوبت همچنین رسانایی سیستم پارچه را تغییر می‌دهد که احتمالاً به افزایش اتلاف حرارت از طریق رسانا می‌انجامد.